روز سه شنبه مورخ 92/9/12 ششمين جلسه از دور پنجم کارگاههای آموزشی

خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین نمایندگی وحید با استادی آقاي ناصر ذوالفقاري و

نگهبانی آقای عظيم پارسي مهر و دبیری آقای حیدر حیدرپور با دستور جلسه

   "هفته هم سفر" راس ساعت مقرر آغاز به كار نمود.

خلاصه سخنان استاد

ابتدا هفته همسفر را به تمامي همسفران كنگره 60 و در راس به خانم آني تبريك عرض مي كنم،روزي كه براي اولين بار به كنگره 60 آمدم جلسه عمومي بود و همسفران نيز در جلسه حضور داشتند،بنابراين تصميم گرفتم كه حتماْ در جلسه بعدي با همسرم در جلسات عمومي حاضر شوم،كه همين اتفاق هم افتاد و همسفرم ابتدا مشاوره شد و چندين جلسه هم همراه من در جلسات شركت مي كرد ولي بعد از چند جلسه اين روند تمام شد و ديگر به جلسات نمي آمد ولي خدا را شكر هيچگاه در طول سفر مقابل من قرار نگرفت و به قولي برايم بال پرواز بود.

راهنمايم تاكيد زيادي مبني بر اينكه همسفرانتان در جلسات شركت كنند داشت ولي با تمام اين تفاسير همسفر من از اين قضيه سر باز مي زد و اين كار را برايم مشكل كرد چون انرژي زيادي از من مي گرفت،تا اينكه روزي با يكي از پيشكسوتان كنگره در اين مورد صحبتي داشتم و خيلي به من كمك كرد و به نوعي آرامم كرد ايشان گفتند كه اصلاْ كاري به همسفرت نداشته باش و انرژيت را براي درمان خودت نگه دار،زيرا اين تويي كه مي خواهي درمان شوي نه همسفرت،زماني كه او هم تغييرات را در تو مشاهده كند قطعاْ خودش مي آيد و همين اتفاق هم افتاد اواخر سفر اولم كه بود رهنماي همسفرم گفتند كه ديگر بايد همسفرت حضور داشته باشد  در غير اينصورت در مقطع سفر دوم با مشكل مواجه خواهيد شد و خدا را شكر كه اين اتفاق افتاد و هم اكنون از آن به بعد همسفرم در تمامي جلسات حضور دارند و مرا ياري مي كنند،نا گفته نماند مسئله تنها ياري من نيست بلكه شركت در كارگاههاي آموزشي  براي خودشان نيز بسيار مفيد واقع مي شود.

قصدم از اين صحبتها اين بود كه يك نتيجه گيري كنم و آن اينست كه در هر شرايطي مي توان سفر كرد،پس بيهوده بهانه جويي نكنم و مهم اينست كه خواسته درمان داشته باشم،به قول آقاي دكتر حاج رسولي يكي از برجستگيهاي كنگره 60 ورود همسفران به پروسه آموزش و درمان بوده است،زيرا در طول دوره اعتياد ناهنجاريها و تخريبهاي زيادي به آنها وارد شده است.

همسفر من در زمان مصرفم مثل كوهي مقابل من ايستاده بود و به هر دري مي زد كه من مصرف نكنم ولي موفق نمي شد،چنين شخصي بايد آموزش بگيرد تا از مقابل من به كنار من بيايد.

همه ما اين تجربه داريم در زمان اعتياد روابط عاطفي به ميزان چشمگيري دستخوش مصرف مواد مي شود و واقعاْ حضور همسفران در اين پروسه باعث پر رنگ شدن محبت بين طرفين هم خواهدشد چون اساس كار ما بر مبناي محبت،عقل و ايمان است و همينطور كه مي بينيم اكثر همسفران در مشاركتهايشان مي گويند كه ما با آغاز سفرمان به آرامشي نسبي رسيده ايم.

در همين شعبه همسفراني هستند با اينكه مسافرانشان در جلسات حضور ندارند خودشان كفش آهني پوشيده اند و به جلسات مي آيند،زيرا به اين درك رسيده اند كه اين آموزشها براي خودشان هم مفيد واقع مي شود،البته من هم در قبال آنها وظايفي دارم مثل اينكه خوب حركت كنم و به قولي از همه مهمتر وادي سوم را كاربردي كنم كه تمام مسئوليت درمان بعهده من است و به قولي خودم بايد اين بار را بدوش بكشم.