روز سه شنبه مورخ 92/10/3 نهمين جلسه از دور پنجم کارگاههای آموزشی

خصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین نمایندگی وحید با استادی آقاي رضا پاساري و

نگهبانی آقای علي مقدم و دبیری آقای حميد طاهري با دستور جلسه

   "كمك كنگره به من و خدمت من به كنگره مادي و معنوي" راس ساعت مقرر آغاز به كار 

نمود.


خلاصه سخنان استاد

به زمان مصرف بر مي گردم،زمانيكه تحت تاثير نيروهاي اهريمني بودم و هيچ چيز بجز مواد فكرم را مشغول نمي كرد،من دو سال تمام خانواده ام(همسر و پسرم)را براي شركت در كارگاههاي آموزشي به رباط كريم مي بردم و تا انتهاي جلسه نيز در آنجا حضور داشتم تا آنها را برگردانم،اما در اين مدت هيچ انگيزه اي مبني بر درمان اعتياد نداشتم،نمي دانم شايد اذن من صادر نشده بود،شور و هيجان مسافرين را مي ديدم ولي من هنوز از مواد لذت مي بردم.


تخريبهاي بسياري بوجود آوردم و غرق در ضد ارزشها بودم،چون هيچگونه آموزشي نداشتم،بارها ترك مي كردم ولي هيچكدام موفقيت آميز نبود.

من تقريباْ پانزده سال مصرف ترياك داشتم ولي اوج تخريب و نارضايتي خانواده ام زماني بود كه وارد بازي كراك و شيشه شدم،يعني از آن چيزي كه بودم بدتر شدم و هر چه كه خانواده ام از اين بابت مرا سرزنش مي كرد مورد قبولم نبود و فقط و فقط مواد را مي ديدم.

تا اينكه خودم هم جهت درمان اعتياد راهي كنگره شدم و آرام آرام از ضد ارزشها فاصله گرفتم و توانستم براي خانواده و در نهايت جامعه ام مفيد واقع شوم،كنگره درسهاي زيادي به من داد و من توانستم در آنجا راه بهتر زيستن را بياموزم.


همه بخوبي مي دانيم مصرف مواد در ابتدا لذت است و در ادامه تبديل به عادت مي شود كه تازه ابتداي ويرانيست،كنگره نظم را وارد زندگي من كرد و ابزارهاي زيادي مثل راهنما،حضور دز كارگاههاي آموزشي،نشريات،جهانبيني،خدمت،مشاركت و ... به من داد،بله رسيدن به رهايي سخت است است ولي ممكن است،چون ما توانستيم پس شما هم مي توانيد و اما خدمت من به كنگره حتي اگر در حد چيدن صندليها هم باشد باز خوب است چون در امر خدمت مهم آموزش گرفتن است و در حال حاضر تلاش مي كنم تا به درجه كمك راهنمايي نائل شوم تا بتوانم خدمت بزرگتري انجام دهم و متعاقباْ آموزشهاي بيشتري نيز ببينم.