گزارش جلسات روزهای سه شنبه
روز سه شنبه مورخ 92/11/29 سومين جلسه از دور ششم کارگاههای آموزشیخصوصی کنگره ۶۰ ویژه مسافرین نمایندگی وحید با دستور جلسه"وادي دوازدهم و اجراي آن(درخت كاري)" با استادی آقاي امير جباري و نگهبانی آقای حميد طاهري و دبیری آقای مسعود نوروزي راس ساعت مقرر آغاز به كار نمود.

خلاصه سخنان استاد
به تيم مرزباني نمايندگي خدا قوت مي گويم كه در اين زمان كوتاه محيط را برايمان آماده كردند تا بتوانيم از آن استفاده كنيم،از آقاي حميد عباسي و آقاي مهندس وحيد دولت آبادي هم تشكر مي كنم كه اين فضا را دراختيار ما قرار دادند،ما در كنگره 60 آموخته ايم كه سپاسگزار و شاكر باشيم و قدر داشته هايمان را بدانيم،تا لطف خداوند شامل حالمان شود.
سه وادي آخر مباحث سنگيني دارند و چون لژيونها هم جاري هستند و هر روز سفر اولي به لژيون اضافه مي شود،بدليل سنگيني مبحث،ممكن است جلسه براي سفر اوليها خشك و خسته كننده شود،بنابراين در لژيونها معمولاْ تا وادي يازدهم كار مي كنيم،اميدوارم لژيون سفر دوميها تشكيل شود تا اين مباحث بيشتر بيان شوند ولي به هر حال در حد بضاعت و توان خودمان صحبت مي كنيم،اين وادي بسيار سنگين است و من خودم را در حدي نمي بينم كه اين مطالب را تفسير كنم،چرا كه رهجو هستم و تشنه علم و دانش كنگره 60.
مبحثي كه همه با آن سر و كار داريم،روشهاي ترك اعتياد متعددي بوده،كه اكثراْ بيشتر آن روشها را تجربه نموده ايم و چيزي كه در آن روشها برايمان مهم نبود و اصلاْ به آن تفكري نمي كرديم،فرايند زمان بود،زمانيكه تصميم مي گرفتيم از فردا قطع مواد شويم،دوست داشتيم هر چه زودتر حالمان خوب شود ولي متاسفانه هر چه بدنبالش مي رفتيم،از آن دورتر مي شديم،پس پيش خودمان فكر ميكرديم كه از لحاظ روحي و رواني مشكل داريم وتا آخر عمر بايد مواد مصرف كنيم و نگرشمان كاملاْ افيوني بود،يعني تمام مسائل زندگيمان تحت تاثير مواد مخدر بوده و اولويت در زندگيمان مصرف مواد مخدر بوده و بعد از آن به امورات ديگر مي پرداختيم.

زمانيكه تصميم مي گرفتيم موادمان را ترك كنيم ،به تنها چيزي كه فكر نمي كرديم پارامتر زمان بود و اگر هم فكر مي كرديم بدين شكل بود كه؛خدايا هر چه زودتر اين وضعيت تمام شود و ما هم مثل آدمهاي معمولي باشيم،ولي همين ما با همين تفكرات مي دانستيم كه براي ساختن يك ساختمان،حدوداْ يكسال زمان لازم است و در كل براي ساختن هر ساختار زمان لازم است ولي نوبت اعتياد كه مي شد مي خواستيم سه جهار روزه خوب بشود.
شايد كسانيكه در بي زماني زندگي مي كنند اين فرايند را درك نكنند ولي در فرايند زمان معجزه اي نهفته است چرا كه در آخر امر،امر اول اجرا مي شود،زمانيكه تصوير ذهني و خواسته اوليه شخص هر چيزي باشد،وادي مي گويد در آخر به آن خواهي رسيد،اما زمانيكه به آخر مي رسي داستان فرق مي كند،مثل اينكه شخصي را با هلي كوپتر به نوك قله برسانند و شخصي ديگر پياده به آنجا رسيده باشد،بله!هر دو به نوك قله رسيده اند،اما تفاوتي وجود دارد،زمانيكه آن شخص پياده به نوك قله رسيده بسياري از چيزها را تجربه كرده به قولي دار عمل را تجربه كرده و عملكرد در آن بوده است.
به اين فكر كرده ايد كه چرا ما آمده ايم تا دار عمل را تجربه كنيم؟مگر ما طبق وادي دوازدهم در آسمانها نبوده ايم،مگر زندگي خوبي نداشته ايم،پس چه اتفاقي افتاد؟تمام اينها بخاطر داشتن عملكرد است،تمام اينها بخاطر آفرينش مخلوق جديدي بنام انسان بود كه داراي اختيار باشد و به انسان آموخت اگر مي خواهي سيب بخوري بايد درخت سيب بكاري،به قولي ماهيگيري را به انسان آموخت .
در مثلث درمان كه شامل جسم،روان و جهانبيني است، زمان حرف اول را مي زند،بدين شكل كه ما يك شبه نمي توانيم جسممان را به تعادل برسانيم و به همين منوال روان و جهانبيني مان را،يكي از مهمترين تفاوتهايي كه جمعيت احياي انساني كنگره 60 با ديگر نهادهاي درماني فعال در اين زمينه دارد،در نظر گرفتن پارامتر زمان است،طي 11 ماه در پله هاي 21 روزه و 1/5 كاهش مواد و 1/5 افزايش دانايي.
فرايند تغيير،تبديل،ترخيص هم در هر 21 روز صورت مي گيرد(از پله قبلي ترخيص و وارد پله بعدي ميشويد و اينكه شخص ديگر همان شخص پله قبلي نيست چونكه 1/5 دانايي افزايش يافته است)تغيير كار آساني نيست ولي بايد انجام شود ،چون اكثريت ما قبل از مصرف مواد مخدر و يا قبل از ورود به كنگره باورمان اين بود كه جهاني كه در ان زندگي مي كنيم جهان تقديرات است نه تغييرات!!!
بدين شكل كه خدا خواست مصرف كننده بشوم و ...يعني هر كاري خودمان كرده ايم براحتي گردن خداوند مي اندازيم،در حاليكه مي تواني زندگي خودت را با دستان خودت رقم بزني و از اين وضعيت رها شوي،براي تغيير كردن بايد بهايش پرداخت شود و فرايند زمان هم به هيمن دليل مطرح مي شود.
ما مي توانيم از طبيعت درس بگيريم،درختان در فصلي مي ميرند و در فصلي زنده مي شوند،در فصلي ميوه مي دهند و در فصلي برگهايشان مي ريزد،اين به ما مي آموزد تازه زمانيكه به آخر امر رسيدي،پايان هر نقطه سر آغاز خط ديگريست!!!يعني ما هيچگاه كاملاْ به مرخصي نمي رويم و هميشه خطي براي آغاز و شروع هست و هميشه اشعاب جديدي بوجود خواهد آمد،دقيقاْ مثل اينكه بعد از درمان اعتياد اگر ما به دانش كافي نرسيده باشيم هميشه ضد ارزشي هست كه گريبانگيرمان شود(اين مسئله به زيبايي در سي دي يين و يانگ استاد امين مطرح شده است)زمانيكه روشنايي همه جارا فرا گرفت،باز هم نقطه سياهي در دل روشنايي وجود دارد،جنس اين نقطه سياه مي تواند از مواد مخدر و يا هر ضد ارزش ديگري باشد،فرقي نمي كند چرا كه تفكراتمان را احاطه مي كند و باعث مي شود زندگي را با آن چشمي كه بخواهيم ببينيم،نبينيم!!!
ارزش فرايند زمان هيچگاه برايمان قابل لمس نبود،مگر اينكه گاهي اوقات به قولي مي خواستيم از حقيقتها غافل شويم و بدنبال اصل و حقيقت زندگي نبوديم چون حقيقت هميشه عريان است و تلخ!غافل از اينكه حقيقت چيزيست كه باعث مي شود در ادامه به حال خوش برسيم.

فرايند زمان براي زن بارداري كه بعد از 9 ماه هنوز بچه اش به دنيا نيامده بسيار قابل لمس است،روي سخنم با عزيزاني است كه به كنگره آمدند و بدنبال حقيقت نبودند،دنبال اين بودند راهي پيدا كنند كه مدتي هم زير نقاب كنگره 60 مواد مصرف كنند!بحثي نيست كنگره 60 هر چه را كه بخواهيم به ما مي دهد،اما تا كي؟روزي نقاب خواهد افتاد و چهره حقيقت آشكار خواهد شد،حال كه اينجا با اين امكانات،شرايط و اين سختيها در اختيار ما قرار گرفته پس ما هم بايد حرمتها و قوانين را رعايت كنيم!!!
و در مورد درختكاري ؛ما در زمان مصرفمان خسارات زيادي به طبيعت زده ايم،مثل انداختن ته سيگار و يا پاكت سيگارمان روي زمين و طبيعتي را كه مظهر عشق و پاكي است را كثيف كرده ايم،رفتارهايي را كه در گذشته كرده ايم را رها كنيم،چون ما در كنگره 60 بدنبال چراها نيستيم(مثلاْ چرا معتاد شدم؟)از حالا هر سال هر كس بسته به بضاعتش در هرجايي كه توانست درختي بكارد،آنهم بخاطر اينكه در جهت اصلاح طبيعتي كه خراب كرده ايم قدمي برداشته باشيم.
روزي خواهد رسيدجهاني كه در آن زندگي مي كنيم جهاني باشد عاري از هر عيب و نقصي!!!چونكه انسان در جهت علم و تكامل حركت مي كند و بسياري از دردهايي را كه امروز بخاطر جهلمان داريم در آينده نخواهيم داشت.
این وبلاگ متعلق است به سازمان مردم نهاد و رایگان درمان اعتیاد جمعیت احیای انسانی کنگره 60 برای کمک به افرادی که خواستار رهایی از بند اعتیاد هستند و از عمق تاریکی و اسارت اعتیاد دست خود را برای یافتن کمک بلند کرده اند.